سکوت جایی برای ماندن نمیگذارد
شاید رمزهای عبور را میداند
به آرامی کوله بار خاطراتم را بر میدارم
میروم کنار پنجره نگاهم به جایی میرود
که او را برای اولين با در قلبم حس کردم

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 3:56 بعد از ظهر توسط زاغ تنها
|