|
غم هم اگر ترکم کند تنهای تنها میشوم
|
سکوت جایی برای ماندن نمیگذارد
شاید رمزهای عبور را میداند
به آرامی کوله بار خاطراتم را بر میدارم
میروم کنار پنجره نگاهم به جایی میرود
که او را برای اولين با در قلبم حس کردم
امروز
در مزرعه گلهای آفتابگردان
خورشید را چیدم
به موهایم زدم
حالا زیبا تر از همیشه
به دیدنت می آیم
در آغوشم بگیر
تا اینبار شب سیاه تو
درپس سرخی غروب لبان من
آغاز شود
