|
غم هم اگر ترکم کند تنهای تنها میشوم
|
شاعر گفتی برایم از قلبت گل سری می سازی تا![]()
موهایم را دم اسبی کنم![]()
گفتم قلبت را باطراوت باران بیامیز که من آبی آسمان را در ترنم ![]()
آهنگین قلبت می خوانم![]()
شاعر گفتی شعر چشمانم را سرودی و من چشمک زدم و قافیه ات بهم خورد![]()
گفتم نی نی چشمانم در موج موج عطر ستاره ها ببین ![]()
چرا که شب بو های انتظارمان به گل نشسته است![]()
شاعر گفتی فراموشم می کنی ![]()
مثل شعرهایی که فراموش کردی ![]()
گفتم من شاعر نخستین نگاه تو بودم ![]()
در اوج بال کبوتر![]()
شاعر امشب عطر گیسوی ترا فرشته ها برای انگشتان بی قرارم به ارمغان می آورند
تو بگو چند تار مو میان انگشتان بارانی ام یادگار می ماند
شاعر گفتی به آئینه نگاهم می پیوندی
گفتم من نقاش ترین انعکاس تمام احساس توام
شاعر کوچک من کدام دریا را برای نگاه بارانی ام می سرایی
هنوز زورق دستانت بر ساحل دلم لنگر نینداخته
ما به هم و به اعتبار انعکاس احساسمان در هیاهوی عطر مریم های انتظار قسم یاد کردیم که دل بر دل دل احساسمان نبندیم
... پس بمان برعهدت که عهد شکنی نه در مرام من بارانی است نه در دل بیقرار تر از باران تو
رفاقت قصهی تلخیست که از نامش گریزانم![]()
زندگی شکوهمندی در انتظار است تا آن را زیست کنی
امروز عزیزش بدار
کوتاه تر از آن است این عمر که
به فردا حواله شود
